آرشیو مطالب
مدرسه نو
خبرنامه داخلی مجمع خیرین مدرسه ساز کاشان

دانلود نسخه PDF دی ماه 1393
دانلود نسخه PDF فروردین ماه 1394
مقالات و کتاب ها
سخن روز

 جهت مراجعه به کانال مجمع خیرین مدرسه ساز به آدرس ذیل مراجعه نمایید

https://telegram.me/mkhmk1384

 

قرآن برخی از کرامت های اخلاقی را در آیات زیربه ما آموزش داده است:

الف) کرامت بخشیدن به "یتیمان"، با دست مهر و لطف بر سر آنها

فجر۱۷- كَلَّا ۖ بَلْ لَا تُكْرِمُونَ الْيَتِيمَ وَلَا تَحَاضُّونَ عَلَىٰ طَعَامِ الْمِسْكِينِ

ب) مسکن نیکو و مناسب برای بی پناهان فراهم کردن

یوسف۲۱- وَقَالَ الَّذِي اشْتَرَاهُ مِنْ مِصْرَ لِامْرَأَتِهِ أَكْرِمِي مَثْوَاهُ ...

ج) پرهیز از درشتگوئی وگفتار مودب ونیکو با والدین داشتن

اسراء ۲۳- فَلَا تَقُلْ لَهُمَا أُفٍّ وَلَا تَنْهَرْهُمَا وَقُلْ لَهُمَا قَوْلًا كَرِيمًا

د) برخورد کریمانه با لغو و لاطائلات

فرقان ۷۲- وَالَّذِينَ لَا يَشْهَدُونَ الزُّورَ وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِرَامًا

 ه) کسب تقوا برای رسیدن به مقام کرامت 

حجرات۱۳- يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَىٰ وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا ۚ إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ ۚ

 

 

 

زندگی نامه مرحوم علی اکبری

news1

در سال ۱۳۱۰ شمسی در فضای مملو از ظلم و ستم حکومت پهلوی اول و در شرایطی سخت از دامان مادری پاکدامن و پدری متدین و زحمتکش فرزندی پای به جهان گذارد که اورا علی نام نهادند.

قبل از انکه علی به سن بلوغ برسد و درست در زمانی که بیش از هر چیز نیاز به مهر و محبت و حمایت پدر داشت ، ان پایگاه اصلی را از دست داد او اکنون باید در زندگی خود تحولی نو ایجاد کرده و روی پای خود بایستد.

در غیاب پدر ضمن اتمام تحصیلات دوران ابتدایی کار و تلاش را پیشه خود ساخت و تمام انگیزه اش این بود که زیر بار منت کسی نرفته و مستقل زندگی کند .

دوران جوانی مرحله ای تازه از تلاش جدی او بود اوایل جوانی در مغازه ای با دستمزد بسیار پایین کار میکرد کار زیاد و دستمزد پایین و منت کارفرما موجب شد از انجا بیرون امده و به دنبال شغلی ابرومند باشد.

زنده یاد حاج علی اکبری میگوید :

(بیکاری و نیاز به درامد مرا تحت فشار قرار داده بود در همین حال یکی از دوستانم گفت اگر هفت شب جمعه خالصانه به مزار ملا محسن فیض کاشانی رفته و نماز صبح را در انجا بخوانی خداوند مشکل تو را حل خواهد کرد .

من سفارش او را انجام داده و با خلوص نیت به این عالم ربانی متوسل شدم به طوری که خیلی زود خدای سبحان حاجت مرا براورده و مغازه ی کوچکی در بازار کاشان تهیه و در انجا به شغل شریف لبنیاتی و بستنی فروشی پرداختم)

آری او که به یکی از شاگردان اهل بیت علیه السلام متوسل میشود نتیجه گرفته و در کارش گشایش ایجاد میشود به طوری که با خود عهد و پیمان میبندد چنانچه وضعیت مالی ام خوب شود مزار فیض را ساماندهی میکنم.

کار و تلاش چشمگیر او باعث میشود در سالهای بعد ، مغازه کوچک خود را با مغازه ای بزرگتر تعویض کرده و به کسب و کار خود توسعه دهد. او به همین مرحله نیز اکتفا نکرده و عشق به کار و تلاش و طلب روزی  حلال باعث میشود مغازه هایی در خیابان محتشم و شهید رجایی احداث کرده و در وسعت بیشتر در خدمت مردم باشد .

او ثروتمند شد اما پیمانی که با فیض بسته بود از یادش نرفت و در سال ۱۳۸۵ ان را عملی ساخت، با اینکه وعده کرده بود مزار فیض را ساماندهی کند اما با توجه به اینکه عاشق تعلیم و تربیت ، مدرسه و معلم بود گفت:

کسی پیدا خواهد شد مزار فیض را بسازد اما من مدرسه ای به نام او میسازم تا بچه ها در ان درس بخوانند و تربیت شوند.

و اینچنین بود که وارد عرصه مدرسه سازی شد

در ان اواخر که جمعی به دیدار ایشان رفته بودند با حسرت ناراحتی خود را از وضعیت مقبره فیض ابراز داشته و میگفت : ای کاش مقبره فیض ساخته میشد .

زنده یاد اکبری عاشق تحصیل بود و در حالی که اشک از چشمانش جاری بود با حسرت و آه از دوران نوجوانی اش یاد میکرد که به دلیل فوت پدر و مشکلات زندگی مجبور به ترک تحصیل شد او در حالی که اشک میریخت زبان حالش را اینگونه بیان میکرد :

از خودم شرم دارم ، دوست داشتم پدری بالای سرم بود تا درس میخواندم . میشدم حافظ، مولانا، سعدی و فیض، چرا که مال دنیا تمام شدنی است اما این بزرگان پس از چند صد سال هنوز زنده اند و برایشان بزرگداشت و کنگره میگیرند .

من دوست داشتم این همه ساختمان و مغازه نمیداشتم و ای کاش یک جفت کفش پاره داشتم و یک دست لباس کهنه تنم بود اما مانند یکی از شخصیت های علمی بودم.

آری زنده یاد آقای حاج علی اکبری با اینکه تحصیلات عالیه نداشت اما انسانی فرهنگ دوست و عاشق تعلیم و تربیت بود و با همه وجودش آرزو داشت تا در قید حیات است شاهد حضور دانش اموزان در مدرسه باشد اما متاسفانه اجل مهلت نداد و علی رغم تمام تلاش ها چند هفته قبل از افتتاح و درست در روز شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) چهارشنبه ۹۱/۲/۶ جان به جان افرین تسلیم کرده و با این دنیای خاکی وداع گفت و جامعه تعلیم و تربیت را داغدار ساخت.

او رفت اما نامش و عشقش به مدرسه معلم، تعلیم و تربیت و دانش اموزان ماندگار است و انشا اله این ارزویش که دانش آموزان در مدرسه درس بخوانند و نخبه شوند براورده خواهد شد .

او میگفت :

اگر دانش اموزان خوب درس بخوانند خودشان سعادتمند میشوند . سعادت هرکسی در گرو همت و تلاش و کوشش خود اوست. انسان اگر خوب بکارد خوب دور میکند. تحصیل را باید کاشت و ان چیزی نیست که در مغز انسان بگذارند .

آری او در حالی رفت که همه عشق و علاقه اش و چشم امیدش به دانش اموزان نسل امید بخش فردای ایران عزیز بود .

دسته بندی : زندگینامه خیرین
برچسب ها :

۱۰ تیر ۱۳۹۷
0 نظر 1104 بازدید نسخه چاپی ارسال به دیگران


نظر بدهید